X
تبلیغات
رایتل
۩۩۩ تزکیه و تعلیم از دیدگاه اهل سنّت ۩۩۩
کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِنَا وَیُزَکِّیکُمْ وَیُعَلِّمُکُمْ الْکِتَابَ وَ ....
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ (33) (سوره محمد) .ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید از الله اطاعت نمایید و از رسول الله پیروی نمایید (وبا مخالفت با دستورات الله و رسول) اعمالتان را باطل نکنید


تحقیق احادیث:


بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 16 تیر‌ماه سال 1389

بله ما به خدا اعتقاد داریم  

 

 

بنده در گشت وگذر اینترنتی به وبلاگی بر خوردم که در آن نوشته بود(راستش میخواستم با این سوال شروع کنم که آیا شما به وجود خدا اعتقاد دارید؟و چرا؟ جواب خود من اینه که: نه!)

بعد از خواندن این مطلب برآن شدم تا جوابی مختصربرای این سوال صاحب این وبلاگ بنویسم، گرچه از قدیم این نوع اعتراضات بوده ودانشمندان اسلامی جواب آنها را داده اند ولی چون صاحب این وبلاگ جدیداً در وبلاگش این را مطرح کرده است بنده هم خواستم جوابی تازه به ایشان بدهم :

درجواب باید گفت « بله خدائی وجود دارد » ودلایل اثبات وجود خدا آنقدر زیاد است که نمی شود حساب نمود،ولی تیتر وار می شود گفت ،فطرت، وجود مخلوقات، اتفاق بشروعقل بزرگترین دلایل وجود خداوند اند به تفصیل این جریان توجه نمایید: 

 

1- دلیل فطرت وسرشت 

فطرت وسرشت هر انسانی بیانگر این مطلب است که خدائی وجود دارد وزمانی که انسان از همه چیز و همه کس نا امید می شود باز هم روزنه ای از امید در درونش او را صدا می زند که مشکلت شاید حل شود، این روزنه همان امید به الله است ، بعنوان مثال شما فکر کنید با کشتی در دریا سفر می کردید که طوفان و موجهای دریائی باعث غرق شدن کشتی شد وشما هم نه شنا می دانید ونه هم کسی برای نجات شما در آنجا وجود دارد با تمام این وجود در فطرت وسرشت شما این خواهد بود که کسی هست که با تمام این بی امکاناتیها شما را نجات دهد ، این همان ندای توحیدی و یکتا پرستی سرشت و فطرت هر انسان است.

شاید بعضی اوقات بنابر روکردن به گناهان و عیّاشی ، حجابی بر این ندای درونی گذاشته شود ، و یا در گوشه های فراموشی و غفلت گم شود اما خیلی زود به هنگام مشکلات و سختیها، حجابها زدوده و دربهای بسته شده درهم می شکنند، در نهایت یک کافر هم به سوی خدا برمیگردد و سر تسلیم بر درگاه خداوند می نهد!.

‏حتی بزرگترین مشرکان وکافران تاریخ نیز نتوانستند، این ندای درونی را سرکوب و آن را انکار نمایند، هر چند از روی ظلم و تکبر با زبان بدان اقرار نمی کردند ولی دلهایشان به آن یقین داشت.  

 

۲- دلیل خلقت  

دومین دلیل بر اثبات وجود خدا، دلیل خلقت است، یعنی مخلوقات بی شمارموجود در این دنیا دالّ بر این اند که کسی آنها را آفریده وآنها خالقی دارند، همه چیز وهمه کس ، دالّ بر وجود خداوند خالق اند، وآیات روشنگری اند که هر شک و شبهه ای را برطرف میسازند، و هر منکر و حق پوشی را لال میگرداند، و متکبرین و دشمنان را ناچار به اعتراف می‏کند، چون دربردارنده‏ی دلایل متقن و روشنی بر ربوبیت و الوهیت خداوند میباشد .  

 

۳- اتفاق تمام  ملتها  

یکی دیگر از دلایل اثبات وجود خداوند، اتفاق تمام ملت‏ها از روزگاران گذشته تا حال بر وجود خداوند می‏باشد، به گونه‏ای که هیچ گروه و طایفه‏ای منکر وجود خدا نبوده و نیست، مگر افراد معدودی که آن هم اتفاق منعقده‏ی ملل و اقوام را خدشه‏ دار نمی‏سازد، و به عقیده و سخن آنها توجهی نمی‏شود.  

 

۴- دلیل عقلی  

یکی دیگر از دلایل وجود خداوند عقل است زیرا عقل می گوید:

1- هر کارکننده ای دارد .

2 - عدم و نیستی چیزی را نمی‏آفریند.

3 - هر کاری نشانه ی توانایی کننده آن است.

4 - کاری را نباید به کسی که از انجام آن عاجز است نسبت داد.

5 - دور و تسلسل باطل است.

حالا توجه نمایید که آیا دنیای به این بزرگی با تمام مخلوقاتش خود به خود بوجود آمده است؟! زیرا وقتی کوچک ترین چیز را ما نمی بینیم که خود به خود به وجود آمده باشد، پس چه گونه این دنیای به این بزرگی خود به خود به وجود می آید!!

نکته دیگر اینکه هیچ نیستی و عدمی نمی تواند چیزی را پیدا کند زیرا چه گونه چیزی که خودش وجودی ندارد ؛ می تواند چیزدیگری را ایجاد کند بعنوان مثال اگردریک جائی کارخانه ماشین سازی نباشد و بعد ماشین تولید شده به بازار بیاید آن هم از این خارخانه ای که اصلا وجودی ندارد!!

نکته سوم آیا این سخن را کسی قبول می کند که کودک یکساله ای می تواند آهن صد کیلوئی را از زمین بلند نماید!!

نکته چهارم آیا عقل این را قبول می کند که بگوییم یک چیز؛دومی را آفریده است و دوّمی، سوّمی را آفریده است بهمین منوال برویم آخر معلوم نشود که به کجا می رسیم !!

نکته پنجم آیا عقل این را قبول می کند که بگوییم که اوّلین چیز دوّمین چیز را آفریده و دوّمین چیز اوّلین چیز را آفریده است لذاباید گفت: یک چیز قبل از اینکه خود آفریده شود چیزی دیگری را آفریده است و یا بعبارت دیگر یک چیز قبل از اینکه آفریده شود موجود بوده است!!!

وقتیکه تمام اینها از نظر عقلی محال است پس باید گفت هر گز ماده ناتوان ؛ توان آفریدن را ندارد،و حتما یک ذاتی هست که توانائی آفریدن را دارد و همه مخلوقات را او آفریده که پایان مخلوقاتش مشخص و اوّلین مخلوق ،دومین ،سومین آفریده و تا به آخرهمه مخلوقات را نیز او می آفریند.

واو فقط الله مهربان است وبس.

اما اینکه می گوییم هر چیز را خدا پیدا کرده است شاید کسی بپرسد پس خدا را چه کسی پیدا نموده است؟ باید در جواب گفت : قانون علیت منحصر به پدیده‌ها ومخلوقات است، و خدا پدیده و مخلوق نیست تا مشمول این قانون و نیازمند به علت باشد، نکته دیگر اینکه هر چیز یک خصوصیت وویژگی منحصر بفردی دارد، خصوصیت و ویژگی خداوند غیر از خصوصیت و ویژگی مخلوق است؛ برای نزدیک شدن این مسئله به ذهن، به دومثال زیر توجه فرمایید:

1- روشنایی هرچیز از نور است روشنایی نور از کجاست؟

2- رطوبت هر چیز از آب است رطوبت آب از کجاست؟

برای توضیح بیشتر این جریان، به مثالی توجه کنید که در کتاب (اسلام از دیدگاه عقل ) بیان شده است:«هرگاه کتابی را روی میز بگذاریم و از اتاق بیرون برویم و بعد از مدتی به داخل اتاق برگردیم و ببینیم که کتابی را که روی میز گذاشته بودیم در جای خود نیست، بلکه در قفسه کتابخانه است؛ یقین می‌کنیم آن را کسی در قفسه نهاده، زیرا که خاصیت کتاب حرکت کردن نیست بلکه کسی را می‌خواهد که آن را بلند کند و در قفسه بنهد این را در ذهن داشته باشیم. اگر کسی در اتاق کتابخانه روی صندلی نشسته باشد و ما بیرون برویم و بعد از چند دقیقه برگردیم و ببینیم که شخصی که اول روی صندلی نشسته بود الآن روی فرش نشسته نمی‌پرسیم که چگونه از صندلی برخاسته و روی فرش نشسته زیرا خاصیت انسان حرکت کردن است می‌تواند راه برود و جابجایی او نیاز به دیگری ندارد الآن پدیده‌ها و مخلوقات مانند همان کتاب هستند همان‌طور که خود کتاب نمی‌تواند حرکت کند همینطور مخلوق هم نمی‌تواند خود بخود پیدا بشود بلکه نیاز به صانع و آفریننده دارد. خاصیت خدا هستی است و نیاز به صانع و آفریننده ندارد و همانطور که سئوال کردن درباره آن شخص که به کسی آن را برداشته و بالای فرش نهاده علامت و نشانه دیوانگی است! همینطور سوال کردن درباره خدا که چه کسی خدا را آفریده نشانه دیوانگی است.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
سنّت زنـده بـاد
أوقات نماز بیش از شش میلیون شهر در دنیا
کشور:
قـرآن زنده بـاد
إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ (51) وَمَنْ یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقِیهِ فَأُوْلَئِکَ هُمْ الْفَائِزُونَ (52) (سوره نور) مسلمانان واقعی هر گاه به سوی الله ورسولش فراخوانده شوند تا در میان آنها فیصله و قضاوت نماید می گویند که شنیدیم و پیروی نمودیم کامیابان واقعی اینها اند***و هر کس که از الله و رسولش پیروی کند و از الله بترسد و (از مخالفت با او) پرهیز کند اینها پیروزان و کامیابان اند.
بدعات مرده باد
عرباض بن ساریه رضی الله عنه می فرمایند: روزی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در میان ما برای سخنرانی بلنده شده و برای ما سخنرانی بلیغ ورسائی را ایراد فرمودند که دلها از آن ترسید و چشمان اشکبار شد ، ما گفتیم ای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گویا که این سخنرانی فردی است که می خواهد ازهمراهانش جدا شده وبا آنها خدا حافظی کند، پس به ما توصیه نمایید، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: من شما را به پرهیزگاری و اینکه بشنوید و پیروی کند از امیرتان گرچه بر شما غلام و برده ای بعنوان امیر گمارده شود، آری قطعا کسانی که بعد از من زندگی می کنند اختلافات زیادی را مشاهد خواهند نمود. پس بر شماست که در آن وقت به سنّت من و سنّت رهبرهای درست وراه یافته عمل نموده و آنها را با دندانهایتان محکم بگیرید، و از هر بدعت و نوآوری در دین پرهیز کنید زیرا هربدعتی گمراهی است. (این حدیث را ابوداود (4607) و ترمذی (2678) وابن ماجه (42) و برخی دیگر ازکتب حدیثی روایت نموده اند.

شارژ ایرانسل

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا