X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
۩۩۩ تزکیه و تعلیم از دیدگاه اهل سنّت ۩۩۩
کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِنَا وَیُزَکِّیکُمْ وَیُعَلِّمُکُمْ الْکِتَابَ وَ ....
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ (33) (سوره محمد) .ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید از الله اطاعت نمایید و از رسول الله پیروی نمایید (وبا مخالفت با دستورات الله و رسول) اعمالتان را باطل نکنید


تحقیق احادیث:


بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 20 شهریور‌ماه سال 1389

 

(لسان الغیب) یک چیز عجیب 

 

روزی درکتابی خواندم که نوشته بود ( حضرت حافظ 

 شیرازی لسان الغیب) علاوه بر این کتاب، بسیاری لقب 

 (لسان الغیب) را بر  حافظ شیرازی اطلاق می کنند.

 استعمال این لقب از نظر شرعی و آیات قرآنی واحادیث 

 نبوی برای افراد بشرخواه حافظ شیرازی باشد و یا کسی 

 دیگر جایز نیست و حرام است.

ولی قبل از این حرمت وناجائزیت این را جریان را بثبوت  

بیان نمایم لازم می دانم که معنای این لقب را توضیح دهم  

زیرا بسیاری از افراد این کلمه را بدون اینکه معنایش را بفهمند  

ویا از نظر شرعی به آن دقت کنند ؛ استعمال می کنند.

در فرهنگ عمید آمده: (لسان الغیب ) : آنکه اسرارنهانی گوید.

در فرهنگ بزرگ سخن آمده: بازگوکننده آنچه در عالم غیب  

وجود دارد.

آری لقب (لسان الغیب) ازیک ترکیب عربی است که از دو  

کلمه (لسان) و(الغیب) تشکل شده است که معنای (لسان)  

زبان و(الغیب) به چیز پوشیده ودر نهان گویند.

و معنای هر دو باهم می شود زبانی که بازگو کننده چیزهای 

 نهانی ومخفی است.

این لقب را به حافظ شیرازی دادند که در کتاب دیوان  

شعرش اشعاری گفته که گویا به نظر آنان بیان گر (غیب) است  

و از چیزهای نهان و مخفی ما  را آگاه می کند و در حالیکه 

 چنین نیست حافظ با تجربیاتش چیزهای را بیان نموده و  

حدسیاتی را ارائه نموده که بعضا درست از کار در میاید 

 هر دانشمندی چنین نظریات و حدسیاتی دارد و هیچ کس به 

 اینها (غیب) نمی گویند که به ارائه دهنده آنها (لسان الغیب)  

گفته شود.

 هر کس نظریات ابن خلدون را در باره امتها وملتها  

بخواند چیزهای از این قبیل می یابد این غیب گوئی نیست.

بنا بر همین نظریه غلط نسبت به حافظ می بینیم از کتاب  

شعرش که یک کتاب ادبی است فال گیری شده و استفاده  

غیر مشروع می شود.

لذا بنده در این جا مناسب می دانم که دو چیز را از دیدگاه 

 شرعی بررسی نمایم

اول : معنا ومفهوم غیب و اینکه این جریان مخصوص الله است.

 و دوم : جریان فال گیری ، تا برای خوانندگان گرامی  

خوب واضح شود که جریان از چه قرار است و صحت وسقم 

 این مسائل برهمگان واضح گردد.

اول جریان غیب: همانطور که گفته شد غیب یعنی چیز نهان  

و مخفی از دید بشریعنی :چیزی که انسانها ازآن آگاهی ندارند؛ 

 و فقط الله مهربان از او آگاهی واطلاع دارد وبس.

الله مهربان در قرآن می فرماید:  إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ غَیْبَ  

السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (18) الحجرات.

همانا الله نهان ومخفیهای آسمانها وزمین را می داند و الله بینا 

 است نسبت به آنچه شما عمل می کنید.

و درجای دیگر می فرماید:

وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ......(59) انعام

و کلیدهای غیب نزد الله است وهیچ کس بجز او نمی داند.

علاوه از این دو آیه آیات دیگری و احادیث  صحیحی آمده 

 

 که دانستن غیب را منحصر به الله مهربان می داند وبس و  

هیچ بشری غیر از الله غیب نمی داند لذا (لسان الغیب) را  

برای حافظ شیرازی و یا هر کس دیگری از افراد بشر  

استعمال کردن  ناجایزو حرام است.

اما جریان فال گیری با کتاب حافظ یک خرافاتی است که بیشتر 

 در میان قشر بی سواد وکم سواد مروج است ورنه علماء 

 و دانشمندان به چنین خرافاتی عقیده ندارند.

درصحیح بخاری و دیگرکتب حدیثی با روایت صحیح آمده  

که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اند:( لَا طِیَرَةَ)  

 یعنی : فال گیری با پروازدادن پرنده نیست واعتبار شرعی  

ندارد .

در زمان قدیم و دوران جاهلیت عربها وقتی می خواستند به  

سفری بروند پرنده ای را که بر درختی ویا دیواری ویا  

جائی نشسته بود پرواز می دادند اگر به سمت راست پرواز   

می کر د و می رفت می گفتند که کار خیر است حرکت کنیم و 

به سفر برویم ویا فلان کار را انجام دهیم ولی اگر پرنده به  

چپ پرواز می کرد می گفتند که این کار بد است واین سفر 

 مناسب نیست نرویم ویا با انواع دیگری از فال گیری ها  

فاگیری می کردند پیامبر بزرگوار اسلام  صلی الله علیه وآله  

وسلم این عادت جاهلیانه را رد نمودند.

 لذا فال گیری با کتاب حافظ شیرازی و یا هر چیز دیگر  

خرافاتی است که عقل و شرع هردو آنرا منفوردانسته ورد  

می کنند.




طبقه بندی:
ارسال توسط ابوشعیب اسفندیار شجاعی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
سنّت زنـده بـاد
أوقات نماز بیش از شش میلیون شهر در دنیا
کشور:
قـرآن زنده بـاد
إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ (51) وَمَنْ یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقِیهِ فَأُوْلَئِکَ هُمْ الْفَائِزُونَ (52) (سوره نور) مسلمانان واقعی هر گاه به سوی الله ورسولش فراخوانده شوند تا در میان آنها فیصله و قضاوت نماید می گویند که شنیدیم و پیروی نمودیم کامیابان واقعی اینها اند***و هر کس که از الله و رسولش پیروی کند و از الله بترسد و (از مخالفت با او) پرهیز کند اینها پیروزان و کامیابان اند.
بدعات مرده باد
عرباض بن ساریه رضی الله عنه می فرمایند: روزی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در میان ما برای سخنرانی بلنده شده و برای ما سخنرانی بلیغ ورسائی را ایراد فرمودند که دلها از آن ترسید و چشمان اشکبار شد ، ما گفتیم ای رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گویا که این سخنرانی فردی است که می خواهد ازهمراهانش جدا شده وبا آنها خدا حافظی کند، پس به ما توصیه نمایید، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: من شما را به پرهیزگاری و اینکه بشنوید و پیروی کند از امیرتان گرچه بر شما غلام و برده ای بعنوان امیر گمارده شود، آری قطعا کسانی که بعد از من زندگی می کنند اختلافات زیادی را مشاهد خواهند نمود. پس بر شماست که در آن وقت به سنّت من و سنّت رهبرهای درست وراه یافته عمل نموده و آنها را با دندانهایتان محکم بگیرید، و از هر بدعت و نوآوری در دین پرهیز کنید زیرا هربدعتی گمراهی است. (این حدیث را ابوداود (4607) و ترمذی (2678) وابن ماجه (42) و برخی دیگر ازکتب حدیثی روایت نموده اند.

شارژ ایرانسل

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا